ad
ad

مطالب مشابه

3 Comments

  1. 1

    رضا میرباقری

    جالب بود .

    پاسخ
  2. 2

    کرامت سلیمی

    مدیر محترم سایت با سلام و احترام

    -چند بار مقاله ای را در باره مدیران خدمتتان فرستادم اما ظاهرا” بی تفاوت از کنار ان رد شدید. می خواهم مجددا” از شما خواهش نمایم این مقاله را در صفحه اصلی به عنوان یک یادداشت اجتماعی قرار دهید.

    عیب بزرگ جامعه این است که اکثر افراد به دنبال مهم بودن هستند نه مفید بودن و این باعث می شود که پا بر روی حقایق و واقعیات گذاشته شود و به دنبال ان شایستگیها و لیاقتها پایمال شود .

    فاش شدن حقایق و واقعیات همیشه منافع عده ای را به خطر می اندازد .به همین دلیل برای افرادی که می خواهند حقیقت را بگویند و یا طرفدار حقیقت باشند فضایی نا امن و توام با خفقان و ترس ایجاد می کنند تا افراد از ترس منزوی شدن و یا محرومیت

    از حقوق اجتماعی نه تنها طرفدار حقیقت نباشند بلکه نقابی دروغین به چهره بزنند و تا می توانند حق و حقیقت را سرکوب کنند .

    و عملا” می بینیم که اکثر افراد در جامعه بر اساس منافعشان قضاوت و اظهار نظر می کنند که نتیجه ان ایجاد پدیده هایی همچون فقر ، بیکاری ،تبعیضهای اجتماعی و حتی موضوعاتی همچون تروریسم و جنگها می باشد.

    یکی از بزرگترین مشکلات کشور ما معضل بیکاری است که سالهاست دولت می گوید بیکاری دغدغه اصلی دولت است اما هیچگاه حل نمی شود و یا تلاش جدی و کافی برای حل ان صورت نمی گیرد. می دانید چرا ؟

    علت ان مدیران و برنامه ریزان می باشند که مدتها تلاش کرده اند با له کردن افراد و شیوه های غیر انسانی و دور از شرافت به پست مدیریت برسند تا از مزایای ان بهره مند شوند. مدیرانی که از قدر اول نیستند و

    خیلی زود نشان می دهند که در کار اداری و سیاست صاحب هنر نمی باشند و در حل هر مسئله ای ساده ترین راه حلی که هر شخص به نظرش می رسد را می بینند و بس. و در همه جا احساس خیانت می کنند جز

    انجا که خیانت به واقع وجود دارد. و به هیچکس ایمان ندارند جز طرفداران خویش، انهم ایمانی کودکانه. و سعی می کنند با گذاشتن زیردستانی کودن و ضعیف نقایص و عیوب خود را بپوشانند و بر زیردستانشان احساس برتری کنند.

    در سیستمهای صنعتی بارها افرادی سعی کرده اند با ارائه راه حل و پیشنهادهایشان در جهت بهبود و توسعه کمک کنند اما نه تنها حمایت نمی شوند حتی سرکوب شده و به انحاء مختلف مورد بی حرمتی و تهدید قرار می گیرند

    چون منافع مدیران به خطر می افتد.

    با خیلی از مدیران اگر به گفتگو بنشینید متوجه تهی بودن انها از دانش مدیریت و دغلباز و حسود بودن انها خواهید شد و همینطور متوجه خواهید شد که جز به منافعشان و افزودن ثروتشان فکر نمی کنند و تا جایی که بتوانند به جامعه

    اطلاعات غلط می دهندو سیستمها را در جهت منافع نامشروع خود هدایت می کنند و متاسفانه حمایت هم می شوند.نتیجه این روشها و اداره کردنها ایجاد حس یأس و نا امیدی در افراد

    می باشد که دیگر هیچکس جرأت نمی کند روش و پیشنهادی ارائه دهد و یا حتی اظهار نظری کند که در نهایت ان سیستم به سمت سقوط و نابودی خواهد رفت. چیزی که هم اکنون در بخش بزرگی از صنایع کشورمان

    به وقوع پیوسته است و کاملا” عیان است.

    ریشه این معضلات همین است که در مقابل عملکرد مدیران بی تفاوت مانده ایم تا جایی که مدیران و اذنابشان به همین بسنده نکرده و به صاحبان خرد و اندیشه و صاحبان تفکر حمله نموده و انها را مورد تمسخر و ازار و اذیت قرار می دهند.

    چراغ هدایت جامعه باورهاییست که در ذهن افراد است و تا دروغها و اطلاعات غلط در باورهاست جامعه به سمت سعادت و ارامش نخواهدرفت و دروغ پردازان به جامعه هر شکلی که بخواهند میدهند و هرجور که

    اراده کنند جامعه را اداره خواهند کرد.

    عذر خواهی می کنم که نوشته طولانی شد .

    باز هم از شما خواهش محکم دارم که مقاله بنده را با عنوان ” مدیران ایرانی مانند دون کیشوت هستند ” منتشر نمایید.

    سایتهای نسیم توسعه ، شلمچه نیوز و سایت مناظره و سایت وکیل ملت و …. این مقاله را در صفحه اصلی منتشر نمودند.

    حتی اگر تمایلی به انتشار مقاله بنده نداشتید این نوشته را بدون پاسخ نگزارید.

    منتظر پاسخ هستم.

    پیروز و شادکام باشید.

    پاسخ
  3. 3

    کرامت سلیمی

    بیشتر مدیران ایرانی مثل دون کیشوت هستند

    عامل بدبختی کشور ما نه برجام است و نه مواضع نظامیان و نه مواضع رییس جمهور بلکه عامل بدبختی کشور ما مدیران ریاکار و فریبکاری هستند که در ظاهر خود را تابع رهبر نشان می دهند اما در عمل دشمن رهبرند.و به نظر می رسد که سازمانهایی همچون سازمان مدیریت و برنامه ریزی و سازمان خصوصی سازی صنایع (ایمیدرو) نه اعتنایی به سخنان رهبر دارند و نه رییس جمهور را در عمل به رسمیت می شناسند و خودشان مستقیما” از کشورهای اروپایی دستور می گیرند.

    بنده حدود بیست سال است که در صنعت مشغول به کار هستم و انچه مخصوصا” از مدیران مشاهده کرده ام این است که مدیران مدام از خود انرژی منفی ساطع می کنند که ظاهرا” جایی انها را اموزشهای اینچنینی می دهند تا محیطهای کاری را ازار دهنده کنند و از پژوهش و تحقیقات و همچنین ارتباط بین صنعت و دانشگاه بیزارند و هر کسی که به کاری تحقیقاتی برای پیشرفت صنعت بپردازد چنان با کارشکنی و سنگ اندازی روبرو می شود که از این کارش پشیمان می شود و ان شخص منزوی و بایکوت شده و علاوه بر اینکه از نظر مالی به حقوقش لطمه می زنند در معرض خطر اخراج نیز قرار می گیرد.
    اکثر مدیران از دانش مدیریت و تخصص در سیستمی که اداره ان را بر عهده دارند جز مقدمات ناچیز اطلاعی ندارند و فقط خیلی خوب ژست می گیرند و خیلی هم خود بزرگ بین ، بدجنس و حسودند و به بهانه ایجاد نظم و انضباط جو خفقان و سرکوب ایجاد می کنند و با این فضا هرکسی را که بخواهند حذف می کنند و وای به حال کسی که در معرض پرتوهای منفی دید انها قرار گیرد.به همین دلیل صنایع ما رو به پیشرفت نیست و نمی توانند متناسب با رشد جمعیت اشتغال ایجاد کنند و حتی به سمت ورشکستگی میروند و یا عمدا” به سمت ورشکستگی سوق داده می شوند. مدیران در سیستمهایی که کار می کنند فقط به دنبال افزایش اختیاراتشان برای سرکوب و آزار نیروهای زیر مجموعه خود هستند و می خواهند که اختیار حقوق و مزایا و قرارداد کاری نیروها به طور مطلق در اختیارشان باشد تا هر موقع اراده کنند هرکس را که خواستند به راحتی اخراج کنند.

    اکثر مدیران ایرانی روحیات و خصوصیاتی مانند دون کیشوت دارند و به هر چیزی که ببینند به چشم یک خطر نگاه می کنند و اگر از یک موضوع و یا یک شخص خوششان نیاید به ان موضوع یا شخص حمله می کنند .

    از انجا که خیلی از مدیران از دانش مدیریت و اطلاعات فنی ناچیزی از سیستم تحت مدیریت خود برخوردارند برای پوشاندن این عیب و نقصشان مشاوران و زیردستان ضعیف و حقیر را به کار می گیرند تا نسبت به انها احساس برتری کنند و بکار گیری این روش در نهایت به سقوط و ورشکستگی سیستم می انجامد.

    برای اینکه به مدیران بر نخورد یک مثال مستند می زنم:

    اپراتوری نیاز به تخصص ندارد مثل صنایع ما که مثلا” در صنعت الومینیوم یک فوق دیپلم دامپروری بدون داشتن هیچ دانشی در باره تولید فلز در خط تولید فلز الومینیوم در کنار یک فوق لیسانس متالورژی کار میکند و حتی یکبار این فوق دیپلم دامپروری در سال ۱۳۸۳ به عنوان پژوهشگر برتر در صنعت الومینیوم به سازمان ایمیدرو معرفی شد و از دست معاون وزیر اقای هراتی نیک لوح تقدیر گرفت. بعدها همین فوق دیپلم دامپروری ادامه تحصیل داد و لیسانس متالورژی گرفت و حالا مدعی متخصص بودن در صنعت الومینیوم هست. در صورتی که جای این فوق دیپلم دامپروری در پرواربندی یا سازمان گوشت، سازمان غله و اینجور جاهاست اما به راحتی وارد یک صنعت مهم فلزی شده و از دست معاون وزیر لوح تقدیر می گیرد. یک فوق دیپلم دامپروری تخصصش در امور گوسفندان است و باید در مواردی مثل کیفیت گوشت و یا نوع پشم گوسفندان اظهار نظر کند.

    در بین مدیران اصل بقای مدیریت برقرار است ، بدین صورت که مدیر نه برکنار می شود و نه تنبیه می شود بلکه از سازمانی به سازمان دیگر می رود.

    بیشتر مدیران تنها به فکر ثروت اندوزی و ارزوی زندگی در امریکا،کانادا،استرالیا و کشورهای اروپایی هستند و برای رسیدن به این ارزویشان از هیچ ناجوانمردی و حتی خیانت و حق کشی دریغ نمی کنند و بیشتر انها بعد از پایان کارشان در کشورهای ذکر شده زندگی می کنند و دروغ می گویند که تابع رهبر انقلاب هستند و در این مورد خیلی ریاکارانه رفتار می کنند و رفتارهای استکباری و اشرافیگرانه انها دلیلی بر صحت گفته های بنده است و عملا” با رفتارهایشان به دل رهبر انقلاب و مردم
    درد می گزارند و شرم و حیایی هم از اعمال و رفتارشان ندارند و متاسفانه از طریق نهادهایی نیز حمایت می شوند.

    در کشور ما به معنای واقعی رسالت هیچکدام از نهادهای نظارتی و امنیتی مبارزه با فساد اقتصادی و مبارزه با ظلم و تبعیض نیست و همین موضوع باعث سوء استفاده مدیران می شود .

    هیچکدام از قوا ی سه گانه و سازمانهایی نظیر سازمان بازرسی کل کشور در مبارزه با فسادهای مالی و اقتصادی موفق نبوده اند و به نظر می رسد تنها راه ، ورود مستقیم رهبر انقلاب ایت الله خامنه ای به این مسائل می باشد تا با تشکیل سازمان موقت جدیدی که مستقیما” از ایشان دستور بگیرند به فسادهای مالی و اقتصادی خاتمه دهند.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *