![]() |
|
|
#1 |
|
مدير سایت - مهرداد تاجيك
![]() تاریخ عضویت: Thursday 30 June 2005
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 638
با تشکر: 18 تشکر شده 1,179 بار 245 پست ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
چرا در بسياري از سازمانها مديريت پروژه هنوز مشكل دارد؟ من در بسياري از مراكز آموزشي و مشاوره در اين مورد بررسي كردهام و پنج دليل اصلي را در زير بيان ميكنم.بهطور كل، شركتها و سازمانها بهدنبال بهبود مديريت پروژه خودميباشند. به عبارت ديگر، مسلما هيچ سازماني به دنبال كاهش كيفيت مديريت پروژه نميباشد. با اينكه نميتوانند به خوبي معناي آن را بيان دارند اما همه ميدانند كهارزش سازمان به دليل مديريت صحيح پروژهها ميباشد.پس دليل افت كيفيت مديريت پروژه چيست؟ چه چيز سازمانها را ازمديريت موثر باز مي دارد؟
5-مديران ارشد گاهي گمان مي كنند كه مديريت پروژه يك نرمافزاراست. وقتي در مورد مديريت پروژه با برخي از مديران صحبت مي كنيد، آنها درابتدا فكر ميكنند شما ابزاري داريد كه به شما امكان مديريت بهتر پروژه را مي دهد. در واقع، اگر ابزاري وجود داشت، شما راحت تر ميتوانستيد آنها را به استفاده از آن ترغيب كنيد. با اينكه در برخي از بخشها مانند ايجاد و مديريت روش كار، نياز بهابزار مي باشد اما ارزش مديريت پروژه در اين كار خلاصه نمي شود. درعوض، به مهارتهاو نظم كاري باز مي گردد و در مورد پروسهها و بهترين تمرينها بوده و دربارهاستفاده از الگوهاي رايج صحبت مي كند. خوب، پس مديريت پروژه نرمافزار نيست. 4-سازمانها براي وقت گذاشتن ارزشي قائل نمي باشند. بسياري از مردم و همچنين سازمانها خود را <كننده> مي دانند. اگر مي خواهيد در مديريت پروژه موفق باشيد، بايد متوجه شويد كه پروسه طرح ريزي،ارزشمند ميباشد. اگر پروژه را به خوبي طرحريزي كرده باشيد، به طور موثرتري ميتوانيد پروژه را مديريت نماييد. بسياري از سازمانها مايل به مديريت خوب پروژه هستند، اما تمايلي به گذاشتن زمان لازم بر روي آن ندارند. هيچ كس نميخواهد براي طرح ريزي زمان بگذارد. درعوض، همه ميخواهند به سرعت كار را شروع كرده و آنقدر ازروش آزمون و خطا استفاده كنند تا بالاخره به نتيجه برسند. پس بايد به جاي ورود سريع به حوزه اجرا، كمي هم به مطالعه و تحقيق و در نتيجه طرح بها داد. 3-ممكن است يك بار تجربه كرده باشيد. يكي از دلايلي كه افراد از متدلوژي مديريت پروژه فرار ميكنند، سختيكار، كاغذبازيهاي زيادي كه دارد و متمركزنمودن توجه برروي مسالهاي خارج از كارميباشد. در برخي موارد، اين نگراني منطقي ميباشد زيرا ممكن است متدلوژي مطابق باحجم پروژه طرحريزي نشده باشد. البته، در اين مورد نيز مديريت پروژه مشكل نيست بلكه مساله تلاشي بي هدف براي پيادهسازي آن مي باشد. اگر متدلوژي را به درستي اجراكنيد، نتايج خارقالعاده خواهند بود. 2-سازمان شما متعهد به انجام و اجرا نمي شود. بسياري از سازمانها ميگويند كه مديريت پروژه را براي پروژههاي خود لازم دارند، اما دوصد گفته چون نيم كردار نيست! آيا دفعه اول كه شما كار راتعريف ميكنيد، همه ميگويند <خوب شروع كنيم>؟ آيا پشتيبان مالي شما ميگويدكه شما وقت تان را داريد به هدر مي دهيد و ريسكها را برايتان فهرست ميكند؟ اينامر بسيار طبيعي است. حرفها يك چيز ميگويند و عملها چيز ديگري. 1-سازمانها نميدانند چگونه بايد اين تغييرات را پياده سازي كنند. شما نميتوانيد تنها به آموزشدادن به افراد متكي باشيد و سپس آنها را در نيمه رها كنيد. شما نميتوانيد MS Project را خريداري و سپس افراد را در استفاده از آن ياري ندهيد. شما براي تغيير در فرهنگ سازمان خود نياز به زماني طولاني و روشي چندگانه داريد. در اين راه به پشتكار و منابع زيادي نياز داريد. اگر دقت كافي به اين مقوله نشود پس از شش ماه مجددا رويه به حالت قبل بازخواهد گشت و مديريت پروژه و موارد مربوط به آن در كمدها خاك خواهد خورد. نويسنده:زهرا ولي شريعت پناهي روزنامه اعتماد ملي |
|
|
|
| ....... | |
![]() |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|