![]() |
|
|
#1 |
|
سردبير بخش اخبار و تازه هاي كامپيوتر
![]() تاریخ عضویت: Thursday 1 January 1970
نوشته ها: 2,189
با تشکر: 175 تشکر شده 1,967 بار 518 پست ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
آيا شما هم درگير مشكلات هماهنگ كردن توليد با بازاريابي و خط مشي فروش هستيد؟
آيا تيم بازاريابي شما ويژگيهاي محصول را بدون در نظر گرفتن گرايشهاي رقابتي ارزيابي ميكنند؟ آيا روند تحول در كيفيت و ويژگيهاي محصول شما به كندي و در بيسروساماني پيش ميرود؟ زمان مديريت محصول فرا رسيده است. اکنون زمان يك سازماندهي دوباره و بازشناسي فرهنگ محصول است؟ مديريت محصول براي اولين بار در دههي چهل ميلادي در شركت Procter & Gamble براي تجارت يك محصول ويژه به وجود آمد. طي ساليان متمادي، مديران محصول (و مديران تجاري مشهور) نقش "رييس قبيله محصول" را در شركتهاي توليد كنندهي كالاهاي مصرفي بازي كردهاند. در آن سالها از آنجا كه نيازي به دانش فني و تخصصي وجود نداشت، مديريت محصول در مقايسه با امروز سادهتر بود. اما در عرصهي فناوري، سه ضلع فروش، بازاريابي و توسعه مثلث كاركردي (functional triangle) محصول را تشكيل ميدهند. هر کدام از اين کارکردها به گونهاي بسيار ناکارآمد بر يكديگر اثر متقابل ميگذارند. اين تاثيرگذاري ناكارآمد به دليل درک ناقص و ناکافي از نيازهاي يکديگر است. رويارويي با توسعه و مشتريان، دانش فني جديدي طلب ميكرد که بازار فروش خالص و بازاريابان از داشتن آن بيبهره بودند. از اين رو، مديريت محصول در ارتباط با فروش، بازاريابي و توسعه با قواعد فني، تجاري و دانش محيط کاربرد به ميان آمد. در فهرست تخصصهاي مورد نياز مايکروسافت –بزرگترين شرکت محصولات نرمافزاري دنيا – تعداد بيشماري "مدير محصول" خواسته شده است. اين مساله نياز به دانش در حوزه کاربرد- کسب و کار را به موازات تخصص فني نشان ميدهد و بر کارکرد "مديريت محصول" و مهارتهايش تکيه دارد. امروزه هر شرکت IT كه آرزوي جهاني شدن را در سر ميپرواند و درباره افزايش بهاي زنجيرهي نرمافزاري صحبت ميکند، ناگزير از پذيرفتن فرهنگ "مديريت محصول" است. حال اين سوال به ميان ميآيد كه مفهوم واقعي مديريت محصول چيست و چهگونه ما را به يک مديريت موفق سودده پيش ميبرد؟ پيوند دهندهي اعضاي توليد و توزيع توليدکنندگان نرمافزار فناوري را ميشناسند. فروشندگان حد و اندازه معاملاتي را که با آن سر و کار دارند، ميدانند. بازاريابان ميدانند چهگونه ارتباط برقرار کنند. پس جاي مدير محصول کجاست؟ مدير محصول واسط بين هر سه مسووليت است و از اين جهت است که از آن به "پيوند دهندهي اعضا" ياد ميشود. در شرکتهاي حرفهاي، مديريت محصول بيشتر نقش پشتيباني را بازي ميکند: - حمايت و پشتيباني کانالهاي دمو و اطلاعات محصول - پشتيباني گروه توليد با نيازمنديهاي کاربر، برنامه زمانبندي پروژه و الويتبندي مشتريان و تقاضاهاي فروش براي اجزاي اصلي - پشتيباني ارتباطات بازاريابي با محصول و ضمانتهاي اجرايي با توسعهي يك شركت و افزايش زمان كاري مدير محصول به دليل نيازهاي موجود اين مسووليت از عهده يک نفر فراتر ميرود. بازاريابان حرفهاي، براي شناسايي مسايل بازار و به دست آوردن شرايط حضور در آن و انتقال اطلاعات بازار به برنامهريزان محصولات، به مديريت محصول تکيه ميکنند. انبار دانش تصميماتي که در مورد محصولات خوب گرفته ميشود اتفاقي به دست نميآيد. پيش از تصميمگيري براي توليد محصول خوب، ابتدا بايد مسايل و مشکلات مربوط به آيندهي مشتري را بهتر از خود او درک کنيم. مديريت محصول داراي اثر دوجانبه در بازار است، مشکلات مشتري را که شرکت ميتواند حل کند را مشاهده و شناسايي ميکند و سپس مشکل را با تيم توليد مطرح ميکند. براي مثال، اگر مشتريان شما کارکنان بانک باشند، دست كم بايد از اين موارد آگاهي داشته باشيد: سطح تحصيلات آنها، نقش هر روزه آنان در محيط کار، انتظارات مديران از آنها، قدرت خريد و درآمد ساليانهي آنها، آنچه كه در آنها ايجاد انگيزه ميکندو كوششهايي كه براي حل مشكلات آنها لازم است – با جزييات زياد و تعيين اولويت براي راهحلهاي موجود. هراندازه كه يک مدير محصول جزييات بيشتري از نيازهاي مشتريانش داشته باشد، شانس بهتري براي طراحي و ارايهي راهحلهاي مناسب مشتريان خواهد داشت. اين اطلاعات دانش محيط کاربرد (domain knowledge) ناميده ميشود. گاه براي جمعآوري اين اطلاعات سالها وقت لازم است، اما يک مدير محصول موفق بايد در زمان تصميمگيري تمام نقاط پيدا و ناپيداي كار را در نظر بگيرد. او همچنين بايد بداند بهترين راه براي برطرف كردن مشکلات چيست. اين اطلاعات دانش فني (technical knowledge) دارد. در يک بازار با محصولاتي كه ازفناوري پيشرفته برخوردارند، مدير محصول (PM) بدون دانش فني پيشرفته در طراحي محصولات با کيفيت دچار مشکل خواهد شد. اما آنچه در بارهي اين مسووليت مطرح ميشود چيزي بيش از اينهاست. تصميماتي که قرار است براي يک تجارت موفق گرفته شود، نيازمند دانش كسب و كار (business knowledge) است. دانش تجارت شامل فهم و درک استراتژيک، تکنيکهاي بازاريابي، درک مديريت، ادراک زمينههاي مالي و اقتصادي و کمي تجربه ساده است. يافتن مديراني که تنها يک يا دو ويژگي از خصوصيات ياد شده را داشته باشند، كار چندان دشواري نيست اما ارزش اصلي نزد مديراني است که از سه دانش محيط کاربرد، فن و تجارت آگاهي كافي و در ارايهي آنها توانايي داشته باشند. آنسوي عنوانها: همزمان با رشد يك شركت عناوين شغلي جديد به وجود ميآيد. در يک شرکت کوچک، هر کس هر کاري را انجام ميدهد. برنامهريزي محصولات توسط رييس و برنامهنويسان انجام ميشود. در صورت توليد يك محصول جديد، شرکت فروشندگاني را در اختيار ميگيرد تا براي محصول جديد بازاريابي كنند و محصول را به فروش برسانند. خيلي زود شرکت پي ميبرد که نميتواند تمام خواستههاي خود را بدون افزودن تعدادي بازارياب حرفهاي برآورده کند. اما از آنجاکه اينگونه بازاريابان چيزي دربارهي فناوري و خريداران آن نميدانند، با ارسال پيام در ستيز هستند. اينجاست که مديران محصول در هيات پشتيبانان بازايابي براي نجات شرکت وارد عمل ميشوند. از آنجا که آنها کارشناسان خبرهي محصول هستند، خطمشي فروش با تقاضاي پشتيباني بيشتر وبيشتر از مديران محصول براي معاملات "ويژه" شروع ميشود. يک مدير محصول در ارتباط با بازاريابي نقشهاي زير را به عهده ميگيرد: آشنايي با نيازهاي بازار، الويتبندي اين نيازها و تجزيه و تحليل دورنماي کلي محصول با اسناد فني-بازرگاني مربوط. بازارياب محصول وظيفه دارد پس از در اختيار گرفتن محصول توليد شده با بازار ارتباط مناسب برقرار كند. درک فناوري هنوز هم اهميت کليدي دارد اما اکنون نقش "گفتاري" بيش از "شنيداري" درخور و مناسب است. مديران محصول همانند چشم و گوش مديران اجرايي در بازار هستند، از اينرو مصالح و منافع تجاري شرکت را در کم کردن خطرات توليد محصول جديد يا نسخه جديد محصولات پيشين در نظر ميگيرند. در بازار متلاطم فناوري امروز هر شرکتي كه آرزوي ايجاد محصولي با استانداردهاي جهاني در سر دارد، بايد مديريت محصول را به عنوان سنگ بناي خطمشي توليد محصولات پذيرفته باشد. نويسنده : Rahul Chouda مترجم : حسين شكوري ناشر : همكاران سيستم |
|
|
|
| ....... | |
![]() |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|