20 نوع رئيس - صفحه 3
Loading
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از 21 به 24 از 24

موضوع: 20 نوع رئيس

  1. #21
    مدير انجمن کاریابی Array itjobs آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Saturday 24 February 2007
    نوشته ها
    6,101
    Thanks
    59
    Thanked 58 Times in 53 Posts

    Post چگونه یک رئیس بد را تحمل کنیم؟





    احتمالا همه ما در زندگی کاری مان با رؤسای بد روبرو شده ایم؛ کسانی که انگار زاده شده اند برای اذیت و آزار قشر مظلوم کارمندان و کارشناسان بی پشت و پناه! یک رئیس بد لزوما یک آدم اخموی بداخلاق نیست.
    می توان گفت عموما یک رئیس بد یکی یا چند تا از ویژگی های زیر را دارد:

    • علاقه شدیدی به کنترل کردن آدم های زیر دست اش دارد و نمی خواهد به آن ها در کارشان آزادی بدهد
    • رفتاری زشت و زننده دارد
    • کارهای محوله به زیردستان اش را با شیوه ای پرخاشگرانه عوض می کند
    • به شیوه ای سرد، با حفظ فاصله و غیر دوستانه با دیگران رفتار می کند
    • تصویر شما و سازمان را در ذهن دیگران خراب می کند
    • کم مایه و ضعیف است
    • ساکت نمی شود! (وای وای وای از این یکی!)
    • برای شغلی که در آن قرار گرفته یا چالش پیش رو آدم مناسبی نیست.


    حالا اگر با رئیس بدی مواجه شدیم چه بکنیم؟

    شاید اولین راه حل این باشد که سازمان را ترک کنیم و ترجیح بدهیم از دست جناب رئیس فرار کنیم! اما از آن جایی که خیلی از رئیس ها شبیه هم هستند و البته آمار رؤسای بد هم در “مملکتی که داریم” کم نیست؛ شاید خیلی وقت ها فرار کردن باعث بدتر شدن وضع شود! بنابراین بهتر است برخی تکنیک ها و تاکتیک های مواجهه و مدیریت رؤسای بد را یاد بگیریم تا در جای خودش از آن ها بهره بگیریم:

    - صبر و حوصله و سعه صدر خود را بالا ببرید!
    (خدا کمک تان کند!!!) نگذارید مسائل بی اهمیتی مثل رفتار جناب رئیس شما را درگیر خود کند. شما که بر مبنای سوابق او می دانید در اغلب موقعیت ها چطور رفتار خواهد کرد چرا در عمل عصبانی و شگفت زده می شوید؟
    - حجم مناسبی از اطلاعات را با کیفیتی مناسب فراهم کنید که واکنش های نامطلوب را کاهش دهد
    - روی همکاری هایی که می توانید انجام دهید و تفاوت هایی که می توانید در کار ایجاد بکنید تمرکز کنید
    (البته یادتان باشد این کار را با شیوه ای انجام دهید که رئیس تان سوء استفاده نکند و کارتان سخت تر نشود!)
    - خودتان را با درک این موضوع که همان قدر که شما رفتار بد او را می شناسید، بقیه هم از بدرفتاری او خبر دارند، راحت کنید!
    این جور چیزها پنهان نمی مانند. اما اگر دیگران رفتارهای جناب مدیر را مسئله ساز نمی دانند، آن وقت نتیجه بگیرید که واقعا اشکال از محل کارتان است و بهتر است همان گزینه “فرار” را در برابر “قرار” برگزینید!
    - روشی را برای لذت بردن از کارهایی که انجام می دهید بیابید.
    اگر اجازه بدهید که رفتار بد رئیس تان روی شور و شوق، تمرکز و روحیه شما تأثیر منفی زیادی بگذارد، باید کم کم به فکر “نقشه ب” باشید. و حتی اگر تصمیم گرفتید به دنبال کار دیگری بگردید، تا وقتی که کار جدید را پیدا کنید راحت و خوشحال باشید و از کارتان لذت ببرید.

    منبع: پایگاه اطلاع رسانی کارمندان (karmandnews.ir)
پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • #22
    كاربر فعال Array
    تاریخ عضویت
    Thursday 20 January 2005
    نوشته ها
    1,461
    Thanks
    0
    Thanked 7 Times in 7 Posts

    Post رفتارهايي که رييس شما را آزار مي‌دهد


    تازه به اين محل کار آمده‌ايد و مي‌خواهيد تاثيري مثبت روي رييستان بگذاريد كه اين خيلي خوب است، اما کافي نيست. حقيقت اين است که وقتي وارد دنياي حرفه‌اي مي‌شويد، بعضي عادات شخصي خودتان را هم وارد کار مي‌کنيد که ممکن است خوشايند رييستان باشد يا نباشد و اين احتمال وجود دارد که شما ديدگاه درستي در مورد تفاوت آن نداشته باشيد.

    محيط شرکت طبق روال از قبل مقرر شده و ثابت عمل مي‌کند و براي کارکرد خوب و بهره‌ور، بر الگوها، سيستم‌ها، چرخه‌ها، و پروسه‌هاي مختلف متکي است. چنين جوي رفتارهاي مختلفي در هر فرد ايجاد مي‌کند. واقعيتي که فراموش کردن آن خيلي آسان‌تر از به خاطر داشتن آن است.

    همين‌طور که سعي مي‌کنيد جاي پايتان را در شرکت محکم کنيد، عاقلانه است که به‌خاطر داشته باشيد که ايجاد عادت‌هاي خوب نياز به تلاش بسيار دارد؛ درحاليکه عادت‌هاي بد خيلي سريع در انسان رشد مي‌کند. پس قبل از اينکه اين عادت‌ها در شما ريشه بدواند، بهتر است با انواع مختلف عادت‌هاي بدي که کارفرما و رييس از آنها متنفر است آشنا شده و از پرورش يافتن آنها جلوگيري کنيد.

    رييس متنفر مي‌شود، وقتي در کارتان انگيزه نشان نمي‌دهيد
    هيچ رييسي دوست ندارد مجبور باشد مدام به شما بگويد که چه بايد بکنيد و چه نکنيد. اين‌کار علاوه بر اينکه وقت‌گير و خسته‌کننده است، اعتماد و اطمينان او را به توانايي‌هايتان از بين مي‌برد. اين رفتار نشانه تنبلي است و رييس‌ها از آن متنفرند.
    نبايد آنقدر صبر کنيد تا رييس به شما بگويد چه بايد بکنيد، مخصوصا در ساعت استراحت شرکت، وقتي رييس ببيند در ساعت استراحت به‌جاي گشت و گذار بي‌خود در اينترنت، با ابتکار يک قفسه از فايل‌ها را به ترتيب الفبا مي‌چينيد، مطمئنا نظرش درمورد شما عوض مي‌شود.
    وقتي خودتان را فردي بي‌انگيزه نشان دهيد، ناخودآگاه رييستان نظري منفي به شما پيدا مي‌کند. رييستان احتمالا خيلي در کارش سرمايه‌گذاري کرده است، به همين خاطر چيزي که خيلي او را ناراحت مي‌کند اين است که شما به کارتان بي‌علاقه و بي‌انگيزه باشيد.
    رييس متنفر مي‌شود، وقتي بهانه‌گيري مي‌کنيد
    اين يکي از آزاردهنده‌ترين رفتارهايي است که رييس از آن متنفر است. اگر براي او بهانه بياوريد، به اين معني است که از وظيفه‌اي چشم پوشي کرده‌ايد و با اين بهانه‌ها مي‌خواهيد از اين غفلت و اهمال‌کاري، دفاع کنيد.
    "من نتوانستم فلان کار را انجام بدهم چون در راه پنچر شدم و وقتي به خانه رسيدم ديگر خيلي دير شده بود." اين گفته چه درست باشد و چه غلط، چيزي که رييستان مي‌شنود اين است: "تقصير من نبوده، پنچر شدن ماشين باعث شد نتوانم کارم را انجام دهم." چيزي که براي رييستان مهم است اين است که کار را انجام نداده‌ايد، همين.
    سرانجام بايد تفاوت بين بهانه و توجيه را بدانيد. اولي دنبال معاف کردن خود از تقصير است، اما دومي به دنبال روشن کردن ابهام است. جزئيات غيرلازم که به بهانه بال و پر مي‌دهد فقط ابهام بيشتري ايجاد مي‌کند؛ نکته اصلي را اشتباه شما بوده، عنوان نمي‌کند. وقتي اشتباهتان را عنوان کنيد با فهميدن و قدم گذاشتن براي اصلاح آن تنها چيزي است که براي رييستان مهم است.
    و آخر اينکه بايد در مقابل پروبال دادن به بهانه‌هايتان مقاومت کنيد. ممکن است راه حلي براي خلاص کردن خود از گيرودار اين بهانه‌ها را مي‌تراشيد، اما با اينکار مشکلات ديگري براي خودتان درست مي‌کنيد.
    رييس متنفر مي‌شود، وقتي شکايت مي‌کنيد
    گله و زاري و آه و ناله مترادف‌هايي منطقي براي شکايت کردن است و هيچ کس، به ويژه رييستان، علاقه‌اي به شنيدن اينها ندارد اين هم يکي از رفتارها و عادت‌هايي است که رييس از آنها متنفر است.
    فقط به اين خاطر که رييستان هم در همان‌جا کار مي‌کند و پول بيشتري در مي‌آورد، به اين معنا نيست که در بعضي جوانب کار، مثل شب دير ماندن سر کار، از شما کمتر زحمت مي‌کشد. او هم براي خود زندگي دارد و مي‌داند که چه موقعيت‌هايي در اداره بدون تذکر شما، خوشايند نيست.
    قبل از اينکه دهانتان را باز کنيد، بايد فرق بين شکايت و انتقاد را بدانيد. شکايت خيلي شخصي است و همه مي‌توانند شکايت کنند. انتقاد نيازمند تلاش است چون بايد سازنده باشد، يعني قصد اصلاح چيزي را داشته باشد. اگر حرفي که مي‌خواهيد به زبان بياوريد، راه حلي را ارائه نمي‌دهد، اگر پيش پا افتاده و معمولي باشد حتي نمي‌تواند از يک راه حل دفاع کند. پس اينطور حرف‌ها را براي وقتي نگه داريد که خانه هستيد نه محل کار.
    رييس متنفر مي‌شود، وقتي زياد سوال مي‌پرسيد
    به‌طور طبيعي سوال کردن چيز بدي نيست، مخصوصا وقتي بخواهيد قبل از انجام کاري که به شما محول شده، ابهامات خود را برطرف کنيد. در واقع بايد همه را به سوال کردن ترغيب کرد. اما سوال کردن بيش از حد، به ويژه سوالات احمقانه، رفتار و عادتي است که رييس از آن متنفر است و ممکن است باعث عصباني کردن او شود.
    اين کار باعث هدر دادن وقت رييس و نشانه بي‌کفايتي شما است. همچنين هوش و ذکاوت شما را هم زير سوال مي‌برد. اين‌کار باعث مي‌شود مدير قبل از محول کردن کاري به شما به خاطر بياورد که بار قبل به يک نفر نياز داشتيد که دست شما را بگيرد و به شما بگويد چه بکنيد و چه نکنيد.
    خط آخر اينکه رييس‌ها معمولا به کارمنداني ارزش مي‌گذارند که آنقدر کاردان و چاره‌ساز باشند که بتوانند پاسخ اينگونه سوال‌ها را خودشان پيدا کنند.
    پس عادت‌هاي بد را کنار بگذاريد؛ بدون استثنا يک اصل در همه اين عادت‌ها جاري است و آن اولين دليلي است که باعث مي‌شود رييس از آنها متنفر باشد.

    برگرفته از : http://modirestan.mihanblog.com

  • #23
    مهرداد تاجيك - مدير سایت Array admin آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Thursday 30 June 2005
    محل سکونت
    تهران - ایران
    نوشته ها
    1,818
    Thanks
    22
    Thanked 47 Times in 42 Posts

    Post ویژگی مدیر خلاق

    مدیر خلاق و نو آور کسی است که از هیچ چیز ،همه چیز می آفریند.
    مدیر خلاق با استفاده از نیروی ذاتی و تخیل خلاق خود ،امکانات بالقوه را به بالفعل تبدیل می کند. او:

    ۱) اعتماد به نفس داردو مقاوم و مصمم و سمج است.
    ۲)قدرت تحمل ابهامات را دارد و دیرتر خسته و کلافه و سردر گم می‌شود.
    ۳) به پدیده ها نگاهی غیر مرسوم دارد.
    ۴)قدرت اطلاعات تخصصی و عمومی زیادی دارد.
    ۵)در مدیریت خود از سبک رهبری تفویضی استفاده می کند وبسیار انعطاف پذیر است.
    ۶) ثبات فکری دارد و ساده ا نگار نیست.
    ۷) تجربه پزوهشی اش او را به دنبال فکر های بکر و دست نخورده می کشاند.
    ۸) جسارت برخورد با مسایل پیچیده را دارد.
    ۹) علاقه وافری به کار و تلاش و کوشش دارد.
    ۱۰) دقیق و ریز نگر است و به دقت به اطراف نظر می افکند.
    ۱۱) در ضمن استقلال رای و قضاوت ،حوصله وتوانایی شنیدن و هم جوشی افکار را دارد.
    ۱۲) خطر پذیر است.
    ۱۳) مهارت های ادراکی وانسانس زیادی دارد.
    ۱۴) سریع الانتقال است و قدرت حل مسائل را دارد.
    ۱۵) برای پیشبرد اهداف خود ،از ارتباطات گروهی و شخصیتی استفاده می کند.
    ۱۶) برنامه ریزی او بلند مدت و راهبردی است.
    ۱۷) فرصت طلب و موقعیت جوست و قبل از دیگران طرح های خود را ارائه می دهد.
    ۱۸) سنت شکن و نو گراست.
    ۱۹) گیرنده های قوی و حساسی دارد.
    ۲۰) هوش های چند گانه او از متوسط جامعه بالاتر است.

  • #24
    مهرداد تاجيك - مدير سایت Array admin آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Thursday 30 June 2005
    محل سکونت
    تهران - ایران
    نوشته ها
    1,818
    Thanks
    22
    Thanked 47 Times in 42 Posts

    Post

    بيزينس‌ ويك منتشر كرد:
    كدام مديران «سرآمد» و لایق ستايشند

    شكايت از مديرتان بسيار آسان است، اما آيا هيچ‌گاه به اين فكر كرده‌ايد كه به شكايت‌هاي خود پايان دهيد و روش جايگزيني را در پيش بگيريد؟
    به نظر مي‌رسد تعداد نصيحت‌هايي كه براي تحمل يك مدير سرسخت، بداخلاق يا با ديد كوچك وجود دارد، بسيار زياد است. روش‌هاي زيادي به شما پيشنهاد مي‌شود كه بتوانيد از پس اشتباهات مديريتي رييس‌تان برآييد. به يقين تعداد مديراني كه احساسي تصميم مي‌گيرند، كم نيست. اما نبايد اين واقعيت اميدواركننده را نيز كتمان كنيم كه مديراني هم وجود دارند كه در كار خود بسيار خوبند. آنها همان مديراني هستند كه بايد به خاطر لياقت‌هايشان از آنها سپاسگزاري كنيم. هر كدام از ما حداقل يك يا دوبار با چنين مديراني آشنا شده‌ايم.
    گاهي ما متوجه نقاط قوت مديرمان نمي‌شويم. مگر آنكه از آنها دور شويم. اين دوري مي‌تواند يا به دليل آن باشد كه ما محل كارمان را تغيير مي‌دهيم يا اينكه مديرمان چندماهي نمي‌تواند در محل كار حضور داشته باشد؛ آن گاه است كه تفاوت‌ها را درك مي‌كنيم.
    به طور مثال به ناگهان متوجه مي‌شويم كه رك‌گويي مديري چون سالي، حمايت اخلاقي رييسي چون مارسل و توجه جنيفر به جزييات، تاثيري بيشتر از آنچه تصورش را مي‌كرديم، بر كاري كه ما برايشان انجام مي‌داديم، گذاشته است.

    تاثيرات درازمدت
    هيچ كس نمي‌تواند بر كيفيت زندگي شغلي، پيشرفت كاري و سطح تنش‌هاي روحي ما بيش از مدير مستقيم‌مان تاثيرگذار باشد. مدير مستقيم ما همان كسي است كه شماتت‌هاي او مي‌تواند حساسيت ما را تا حد نهايت برانگيزاند، اما از سوي ديگر ويژگي‌هاي مثبت رهبري او مي‌‌تواند يك شغل خوب را براي ما به يك شغل فوق‌العاده بي‌نظير بدل سازد.گاهي اين رويكردهاي مدير مي‌تواند به طرق مختلف رخ نماياند. مي‌تواند به صورت يك مسووليت غيرمنتظره بر دوشتان سنگيني كند يا در قالب پاسخي هوشمندانه به يك مشكل بروز كند. حتي ممكن است به شكل برگزاري مطلوب يك جلسه كاركنان درآيد كه شما و گروه‌ همكارانتان را با هم هماهنگ سازد.
    بسيار ساده است كه بر كارهاي بد مديرمان تمركز كنيم و پيگيري عملكرد مطلوب او را از دست دهيم. خبر خوب آنكه حتي وقتي كيفيت خوب مديريت يك مدير از يادها مي‌رود يا توجهي به آن نمي‌شود، گروه كاركنان او همچنان از شيوه رهبري او منتفع مي‌شوند.
    هر يك از ما زماني كه از چنين نقش مديريتي بهره برده‌ايم، مي‌‌توانيم در هر رده شغلي كه هستيم، آن درس‌ها را به كار بگيريم. شايد هم‌اكنون براي مديري كار مي‌كنيد كه چندان مورد تمجيد قرار نمي‌گيرد. در اينجا با ملاك‌هايي آشنا مي‌شويد كه مي‌توان با آنها كيفيت واقعي مديريت او را مورد سنجش قرار داد؛ حتي اگر اين ملاك‌ها چندان مورد تمجيد همگان قرار نمي‌گيرد. رييسي كه خوب گوش مي‌كند
    واقعا چه چيزي بدتر از آن است كه يك رييس هنگامي كه شما با او صحبت مي‌كنيد، نامه‌هاي الكترونيكي خود را بخواند و مدام با «بله‌بله» ادامه دهد. انگار كه به سخنان شما توجه دارد و به يك‌باره در انتها روي خود را به سوي شما برگرداند و بپرسد:‌ «چه مي‌گفتيد؟» مديري كه به كاركنانش گوش فرا مي‌دهد، همان رييسي است كه بايد از او تشكر كرد. مديري كه توجه مي‌كند و به نكاتي كه شما در روز سه‌شنبه گفتيد، فكر مي‌كند و روز چهارشنبه واكنش موثر نشان مي‌دهد و به خاطر مي‌آورد كه در آخرين جلسه مشترك شما چه به او گفته بوديد، شايد يك در ميليون نباشد، و حداقل يك در صد نفر يافت مي‌شود.

    رييسي كه احساس شراكت مي‌كند
    مشكل است بگوييم كه آيا مديران بدون روابط عمومي خوب به مسائل اهميت مي‌دهند يا نه و اينكه آيا آنها مي‌دانند كه شما براي انجام صحيح كارتان نياز به مقداري اطلاعات داريد؟ مشكل است درك كنيم كه چرا برخي مديران در نزديكي كاركنانشان قدم مي‌زنند، در حالي كه در ذهن خود اطلاعات حياتي دارند كه آن را با كاركنانش تقسيم نمي‌كنند تا اينكه هفته‌ها وقت كاركنان براي يك پروژه هدر مي‌رود و در نهايت پروژه لغو مي‌شود. بعد از آن مدير شنيده مي‌شود كه مي‌گويد: «آه مي‌خواستم آن را به شما بگويم.» نكته مهم اين است كه وقتي براي مديري كار مي‌كنيم كه در اطلاعاتش با شما احساس شراكت نمي‌كند، هرگز نمي‌توانيد آن را در برابر مديري كه اطلاعات لازم را در اختيار پرسنل خود قرار مي‌دهد، مورد تمجيد قرار دهيد.

    رييسي كه تصميم مي‌گيرد
    وقتي در شغلي به استخدام درآييد كه مديريت آن را جيم برعهده دارد، پيش خود فكر مي‌كنيد: «او خيلي خوب و راحت است.» اما شش هفته بعد واقعيت‌هاي تلخ آشكار مي‌شود:‌ جيم آنقدر خوب و مودب است كه نمي‌تواند تصميمي را كه زندگي‌اش به آن بستگي دارد، اتخاذ كند. رييسي كه نتواند تصميمات سخت بگيرد، بين اعضاي گروه كاركنان خود ايجاد تنش مي‌كند.بياييد مديري را كه تصميم مي‌گيرد و براساس آن حركت مي‌كند، حتي گاهي تصميماتي مي‌گيرد كه خيلي هم براي ما مطلوب نيست، مورد ستايش و قدرداني قرار دهيم. در پايان روز خواهيد ديد رييسي كه از تصميم گرفتن نمي‌ترسد، فردي دوست داشتني است كه مي‌خواهيد با او كار كنيد.

    رييسي كه توجه مي‌كند
    ساعت 7:16 عصر است و شما منتظر خودرويي هستيد كه با همه خستگي كه داريد شما را به خانه برساند. ناگهان تلفن‌همراهتان زنگ مي‌زند. به تلفنتان نگاه مي‌كنيد و مي‌بينيد شماره رييس‌تان افتاده است. مي‌گويد: «آه، نه حالا، من خسته‌ام» وقتي جواب تلفن را مي‌دهيد رييس‌تان است كه مي‌گويد:‌ «فقط خواستم بگويم كه امروز كار تحليل فروش را بسيار عالي انجام دادي. حالا دارم به آن نگاه مي‌كنم. كمك زيادي به من كردي، بسيار متشكرم»، فكر مي‌كنم آنگاه مي‌توانيد تمام مسير خانه را در يك اتوبوس بايستيد. مديراني كه تا پس از ساعت كار مشغول توجه كردن به كاركرد پرسنل هستند و از نزديك به كيفيت كار آنها توجه مي‌كنند، لايق ستايشند.

    رييسي كه هدايت مي‌كند
    شما وانمود نمي‌كنيد كه همه چيز را در مورد همه جنبه‌هاي كارتان بلديد. چه كسي اين كار را مي‌كند؟ بدترين روسا كساني هستند كه كوچك‌ترين ناآگاهي شما را يك فاجعه قلمداد مي‌كنند. اما بهترين مديران كساني هستند كه از اشتباهات كاركنان خود به عنوان فرصتي براي هدايت آنها استفاده مي‌كنند. آنها اين كار را با سرزنش و تهديد يا ابراز شگفتي از اينكه چرا از اول شما را استخدام كرده‌اند، انجام نمي‌دهند. آنها اين كار را با پرسش از شما براي اينكه بفهمند مشكل در كجا است و پيشگيري از تكرار آن اشتباه انجام مي‌دهند. وقتي شما با اين مديران كار مي‌كنيد، احساس مي‌كنيد كه چيزهاي زيادي مي‌توانيد از آنان بياموزيد.

    رييسي كه برمي‌خيزد
    نه، اصلا منظور اين نيست كه رييستان در برابر كاركنان بايد برخيزد. بلكه به اين معنا است كه وقتي رييستان شاهد آن است كه ارزش سهام شركت افزايش مي‌يابد، از شما به عنوان يك مهره موثر حمايت كند. مديران خوب از پرچمداري گروه كاركنانش خودداري نمي‌كنند. آنها به ايده‌هاي همه بدون توجه به دردسرهاي سياسي گوش فرا مي‌دهند. بسيار دشوار است با رييسي كار كنيد كه بيش از حد منافع سياسي يا حزبي خود را به كاركنانش ترجيح مي‌دهد. رييسي كه براي آنچه در كار دست است، مي‌جنگد، شايسته تشكر است.

    رييسي كه واقعيات را مي‌گويد
    يكي از دشوارترين بخش‌هاي مديريت انتقال خبرهاي بد است. به همين دليل است كه بسياري از مديران به آساني از اين كار سرباز مي‌زنند. آنها آن‌قدر در حول محور موضوع اصلي صحبت مي‌كنند تا اينكه كاركنان خود را تا مرز جنون مي‌كشانند. آنها فهميدن خبر بد را به خود شما محول مي‌كنند؛ به طور مثال به جاي آنكه در مورد كاهش بودجه به طور مستقيم سخن بگويند، اين‌گونه صحبت مي‌كنند: «مطمئن نيستم، اما بياييد ارائه محصولات جديد را تا بهار متوقف كنيم.» بياييد ببينيم چه پيش مي‌آيد! بياييد از رييسي كه واقعيت آنچه را كه در جريان است مي‌گويد، تشكر كنيم.

    رييسي كه زندگي شخصي خود را هم دارد
    كدام رييس بيشتر از رييسي لايق ستايش است كه سخت كار مي‌كند، عاشق شغلش هست و وقتي به خانه مي‌رود، مشغله كاري خود را كنار مي‌گذارد؟ رييسي كه به زندگي شخصي خود ارزش مي‌گذارد، مي‌تواند الگويي براي نسل آينده مديران باشد و هديه‌اي براي كاركنان تحت فشار اين نسل. چون اين كاركنان مي‌توانند ببينند كه مي‌توان هم در كار موفق شد و هم همه جذابيت‌هاي ديگر زندگي را هم براي خود حفظ كرد. بياييد از مديري تشكر كنيم كه مي‌داند چگونه به كاركنانش ارزش دهد و گروه خود را حمايت كند و مي‌داند چه موقعي بايد از بازي يك تيم فوتبال لذت ببرد يا يك شب را در كنسرت موسيقي بگذارند.

    منبع

  • صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

    علاقه مندي ها (Bookmarks)

    علاقه مندي ها (Bookmarks)

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •